بیانیه دومین کنفرانس ملّی سنجش و ارزشیابی علم دانشگاه اصفهان

بسمه تعالی

بیانیه دومین کنفرانس ملّی

سنجش و ارزشیابی علم دانشگاه اصفهان

 ۶- ۸ بهمن ۱۳۹۵

 

شرکت­ کنندگان در همایش از اهتمام دانشگاه اصفهان و گروه علم اطلاعات و دانش­ شناسی و تمامی همکاران در برگزاری شایسته این رخداد علمی سپاسگزاری می­کنند.

  1. با این باور که پژوهش­ های دانشگاهی بخش مهمی از ساز و کار توسعه علمی کشور را تشکیل می‌دهد، شرکت­ کنندگان در همایش نگرانی عمیق خود را از نارسائی‌های موجود در حوزه‌های زیر در سطح دانشگاه­ ها اعلام می ­دارند:
  • جدی تلقی نکردن استانداردهای سوق دهنده به برونداد علمی در فرایند طولانی پژوهش (در سطح فردی، ساختاری و مدیریتی)؛
  • نبود توافق جمعی در جامعه دانشگاهی درباره معیارها و نشانگرهای کمی و کیفی ارزیابی بروندادهای علمی در حوزه‌های مختلف،
  • نبود فهم مشترک جامعه دانشگاهی درباره معانی شاخص‌های برآمده از کاربرد فرمول‌های ارزشیابی علم و پژوهش در کشور؛

– ظرفیت محدود (علمی و زمانی) اعضای هیئت علمی در هدایت پایان­ نامه­ های متعدد (از تعیین موضوع پژوهش تا تدوین گزارش نهایی)، و ظرفیت محدود برای مشارکت در هیئت تحریریه‌های مجلات و بی توجهی به کیفیت آنها؛ و

  • سردرگمی و دلسردی از موارد بالا در دانشجویان، اعضای هیئت علمی و مدیران دانشگاه.
  1. شرکت­ کنندگان در همایش نگرانی خود را از سیاست­ ها و روش­ های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در حوزه‌های زیر که دستیابی به بروندادهای علمی را با مانع روبرو کرده است، اعلام می­ دارند:
  • توجه بسیار اندک سیاست گذاران و برنامه­ ریزان آموزش عالی به نقطه نظرات و دیدگاه­ های انتقادی متخصصان و اندیشمندان در خصوص بروندادهای پژوهشی کشور؛
  • توجه بیش از حد به رویکرد کمّی در نظام­های سنجش و ارزشیابی پژوهش و کم توجهی به رویکردهای کیفی و ترکیبی؛
  • توجه کم به نیازهای بومی و تقاضامحور در پژوهش­ های دانشگاهی؛
  • تداوم نگاه کمّی در آئین­ نامه­ ها و قوانین علمی و پژوهشی (آئین­ نامه ارتقاء و…) و بی­ توجهی به پیامدها و تأثیر دستاوردهای پژوهشی در جامعه؛
  • ورود توده‌وار دانشجو به نظام آموزش عالی و الزام همۀ آنها به مشارکت در نشر علم (استخرج مقاله از پایان­ نامه­ ها و رساله­ های دانشجویی)؛ و
  • جایگزین شدن پژوهش‌های کم اعتبار دانشجویان به عنوان بروندادهای پژوهشی اعضای هیئت علمی.
  1. شرکت­ کنندگان در همایش پیشنهادهای خود را برای رفع کاستی‌ها و آسیب‌­های مذکور که در بندهای۱ و۲ به آنها اشاره شد، اعلام می دارند:
  • ضمن تشکر از حضور فعالانۀ مرکز نظارت، ارزیابی و تضمین کیفیت وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در دوّمین همایش ملی سنجش و ارزشیابی علم در دانشگاه اصفهان، شرکت­کنندگان در همایش از مسئولان این مرکز انتظار دارند تا به طراحی و تدوین یک نظام جامع و یکپارچه ارزیابی سیاست­ ها، خط ­مشی­ ها، برنامه­ ها و فعالیت ­های ارزیابی پژوهشی مبادرت نمایند. در این راستا لازم است ارزیابی راهبردی سیاستگذاری ­ها و خط مشی­ های پژوهشی در سطح وزارت علوم در اولویت برنامه­ های این مرکز قرار بگیرد.
  •     لازم است در هر دانشگاه، واحدی متشکل از اعضای هیئت علمی صاحب­ نظر به منظور شفاف‌سازی تفکر علمی شکل بگیرد و برای ترویج این نوع اندیشه در جامعه دانشگاهی (دانشجویان، اعضای هیئت علمی و مدیران) برنامه­ های آموزشی طراحی و تدوین گردد.
  • در هر دانشگاه و نیز وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری و بهداشت، درمان و آموزش پزشکی لازم است کارگروه ­هایی متشکل از اعضای هیئت علمی صاحب صلاحیت ایجاد گردد تا به طراحی و تدوین معیارهای کمّی و کیفی ارزشیابی علم و فناوری در آموزش عالی مبادرت نمایند. همچنین انتظار می­رود این واحد به طور پیوسته معیارهای ارزیابی پژوهش را سازگار با موقعیت و بافت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه نظارت و ارزیابی کند و با شفاف­ سازی، زمینه پذیرش آنها را در جامعه بگستراند.
  •    معانی واقعی شاخص‌های سنجش و ارزشیابی علم و فناوری، در بین جامعه دانشگاهی به صورت انتقادی بررسی و نقد شود. همچنین پیشنهاد می ­شود در سطح دانشگاه­ ها و وزارتین ایران کارگروه ­هایی برای بررسی این شاخص­ ها به وجود آید.
  • امتیاز مقاله از کل نمره پایان ­نامه حذف شود و امتیاز این نوع مقاله در آئین­ نامه ارتقاء اعضای هیئت علمی کاهش یابد و به جای آن به پژوهش­ های خود اعضای هیئت علمی امتیاز داده شود.
  • آموزش و پرورش نیروی انسانی متخصص و خلاق که رسالت اصلی دانشگاه است تحت الشعاع الزامات افزایش کمی بروندادهای علمی قرار نگیرد.

با آرزوی سرافرازی و تأثیرگذاری برای نظام آموزش عالی

پیام دکتر رضا داوری اردکانی به دومین کنفرانس سنجش ارزشیابی علم

باسمه­ تعالی

استاد ارجمند جناب آقای دکتر چشمه­ سهرابی

با عرض سلام و ادای احترام و تشکر از لطف جنابعالی،

بسیار متأسفم که نمی ­توانم در «دومین کنفرانس سنجش و ارزیابی علم» حاضر شوم. دیروز صبح به بیانات شما در تلویزیون گوش کردم. حق مطلب را در مورد ارزیابی علم در کشور ادا کردید. با شنیدن گفتار شما یقین کردم که کنفرانس شما در زمره کنفرانس­ ها و سمینارهایی نیست که هر ماه و هر هفته اینجا و آنجا تشکیل می­ شود و در آنها حرف­ه ای تکراری و خطابی و تشریفاتی به زبان می­ آید. کاری که شما می­ کنید حتی اگر اثر مستقیم در اصلاح سیاست رسمی علم کشور نداشته باشد، تذکری است به دانشمندان و دانشگاهیان که زمینه ­ساز پیوند میان علم و جامعه نیز می­ تواند باشد.

این ضایعه زشت تقلب در کار علم و خرید و فروش مقاله و پایان­ نامه­ و دزدی آنها را جز با تجدید نظر در سیاست علم و اصلاح آیین­نامه ­ها و مقررات مربوط به ارزیابی علاج نمی­ توان کرد. وقتی عدد مقالات به هر قیمت باید افزایش یابد و ملاک اعتبار مقاله و کتاب، چاپ آن در نشریات و مراکز خاص علمی است و رسیدگی به عمق مطلب و صحت و سقم مضمون منتفی می­ شود، علم تا حد یک امر عادی اداری تنزل می­ یابد و شرایط برای تقلب فراهم می­ شود. در دانشگاه­، استادان درباره کار و بار یکدیگر حکم نمی­ کنند و از هیچ استادی درباره همکارانش و آثاری که پدید آورده ­اند، پرسش نمی ­شود زیرا ملاک ترقی و ارتقاء در مراتب دانشگاهی باید امری باشد که در آن اختلاف نتوان کرد. این امر از آن رو موجه است که تعداد مقالات ملاکی ابژکتیو است و حب و بغض نیز در آن دخالت ندارد. مقاله نوشتن کار خوبی است، اما مقاله­ای که یک دانشجو یا استاد می­ نویسد و دوستان و همکارانش از آن خبر ندارند و آن را نمی­ خوانند و یک مرجع اداری با موازین اداری درباره آن حکم می­ کند، شاید در جهان علم، هیچ جایی پیدا نکند. از لوازم و نتایج این وضع این است که بعضی از اهل فضل بخصوص آنان که آب و نانشان تأمین نیست، به شغل فروش مقاله رو آورند.

در شرایطی که همه زندگی آدمیان را فضای مجازی فرا گرفته و پر کرده است و در عین حال علم و تکنولوژی از هم جدا مانده و شاید به دشواری بتوان پذیرفت که علم و پژوهش برای تبدیل آن به مقاله و چاپ کردنش در این یا آن نشریه نیست. علم و بخصوص علم تکنولوژیک علم دگرگون ­ساز زندگی است. اگر کشورهای توسعه ­یافته از نیم قرن پیش به این طرف برای حفظ مرز میان بازار و دانشگاه به مقاله نوشتن اهمیت دادند، ما که بازارمان با دانشگاه هیچ سر و کاری ندارد، باید ارتباطی میان زندگی و پژوهش برقرار کنیم و اگر چنین کنیم علم پیش می­ رود. علم در هر کشوری وضع خاص دارد و سیاست علم چیزی نیست که در جایی آن را تدوین کنند و قاعده­ای برای پیروی همه جهان شود. ما سیاست علم کشور را خودمان باید تدوین کنیم. این سیاست باید ناظر به ورود و وجود علم در زندگی و در کار و بار نهادها و سازمان­ ها و در مناسبات مردمان باشد. البته دانشمندان ممتازی که در مرز علم، پژوهش می­ کنند، تابع احکام سیاست علم نیستند. آنها آزادند به هر پژوهشی که می­ خواهند بپردازند اما سازمان علم کشور و دانشگاه ­ها و پژوهشگاه­ ها باید برنامه علم داشته باشند. اینکه هرکس بنا بر ذوق و میل خود به پژوهشی بپردازد که مسئله­ ای از مسائل کشور و جامعه را هم حل نمی­ کند، هرچند که نشان آزادی دانشمند است، شاید علم را به تفنن مبدل کند و در شرایط کنونی به نظر می­ رسد که بیشتر دلیل نبودن سیاست علم است. سیاست علم این نیست که به دانشمند بگویند چند مقاله بنویس. سیاست علم باید دعوتی باشد که دانشمندان را به همراهی و همکاری و همفکری برای یافتن مسائل و طرح آنها و جهد و سعی در پژوهش برای یافتن پاسخ مسائل برانگیزد. سیاست علم برنامه آشتی­دادن میان علم و جامعه است. پیداست که تدوین این سیاست و برنامه آسان نیست و در شرایطی که مدت­ها علم و جامعه با هم بیگانه بودند، نمی­ توان به صرف وضع آیین­ نامه و صدور دستورالعمل این مهم را انجام داد و اگر کار به این آسانی انجام می­ شد، تا این زمان اتفاق افتاده بود.

در هر صورت اگر طالب پیشرفت باشیم باید تلقی خود را از علم تغییر دهیم. در کشورهای در حال توسعه، علوم انسانی کارسازترین علومند و اگر نباشند و بخصوص اگر دانشمندان رشته­ های دیگر خود را قائم­ مقام دانشمند علوم اجتماعی بدانند، دشورای­ ها بیشتر می­ شود. پژوهش باید پاسخی به تقاضا و طلب باشد. ما به درستی نمی­ دانیم چه تقاضا و طلبی علم ما را راه می­ برد. البته تکلیف پزشکی تا حدی روشن است اما در رشته­ های دیگر و حتی در مهندسی و کشاورزی نمی­ دانیم کشور و سازمان­ های دولتی و خصوصی تا چه اندازه از امکان­ ها و نیازهای کشور خبر دارند و اگر دارند چرا مسائلشان را به دانشمندان عرضه نمی­ کنند و دانشمندان برای یافتن مسائلی که در صنعت و کشاورزی وجود دارد و یا می ­تواند وجود داشته باشد، نمی ­کوشند.

مختصر بگویم تا وقتی که ملاک پیشرفت علم، ملاک صوری و کمی است علم، علم تقلیدی است. برای خروج از این وضع دانشمندان باید خود را در برابر علم مسئول بدانند و به صرف ادای وظیفه رسمی اکتفا نکنند و مخصوصاً بر دانشمندان علوم اجتماعی فرض است که تحقیق کنند که چرا با اینکه بیش از هشتاد سال از عمر دانشگاه در کشور می­ گذرد، علم از حصار دانشگاه بیرون نیامده و با زندگی و کار و بار و شغل مردمان نیامیخته است و چه شرایطی برای ورود کشور در راه توسعه هماهنگ، باید فراهم شود و … . دانشگاه ­ها و سازمان­ های ناظر به آموزش و پژوهش هم باید بکوشند نظر جامع و کلی درباره علوم و یگانگی و پیوستگی و تناسب آنها پیدا کنند. پژوهش هرچه باشد خوب است اما بدانیم که هزاران مقاله پراکنده اثر پنج مقاله مرتبط و هماهنگ و ناظر به مسائل جامعه را ندارد. اصل اساسی سیاست علم باید حفظ حرمت دانش و دانشمند و پدید آوردن شرایط هماهنگی میان علوم و کارسازی آنها در بهبود زندگی مردم و سلامتشان باشد.

از خداوند منان مسئلت دارم که به جنابعالی و همکاران گرامیتان در این کنفرانس بسیار مهم توفیق عطا فرماید تا این دقیقه حساس را روشن فرمایید که حرمت و بزرگی دانشمندان و استادانی که همه وقت خود را صرف پژوهش و نوشتن مقالات علمی می­ کنند مسلم و محفوظ است اما بر طبق قاعده­ای که منطقیان دارند اثبات شیء نفی ما عدا نمی­ کند. اگر فضل و دانش بسیاری از پژوهندگان مقاله­ نویس محرز است، نمی­ توان کسانی را که در مجلات معین و فهرست­ شده مقاله نمی­ نویسند، بی­ بهره از دانش و دانایی دانست. یعنی نوشتن مقاله هرچه باشد، ملاک دانش و دانشمندی و دانایی نیست. الزام به مقاله ­نویسی هم آثار خوب و بد دارد که شاید اثر بدش بیشتر باشد. دانشمند چون دانش را دوست می­ دارد برای رو کردن به دانش نیاز به الزام ندارد و آنکه با الزام می­ خواهد به علم بپردازد، همان بهتر که نپردازد. سیاست علم باید جایگاه دانش و دانشمند را معین کند و با نظر به امکان­ هایی که در هر جا و هر کشور وجود دارد، راه پیشرفت علم و وفاق آن با زندگی را نشان دهد. علم در خدمت بازار نیست و نباید باشد اما پیوند داشتن با زندگی امر دیگری است.

رضا داوری اردکانی

رئیس فرهنگستان علوم

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.